سکوت!
خلافت مردم
فتنه
آزمون انتخابات
تقلید خوب است یا بد؟
آیا هر کس شیعه نیست به جهنم می‌رود؟
اشتباهی در رابطه با شیطان
امامت و مردم‌سالاری
نقدی بر مهم‌ترین دلیل اهل سنت
بازگشت
گفتگویی در مورد عدل خدا
عرش الهی (تحقیق دانشجویی)
هدف خلقت (تحقیق دانشجویی)
توضیحی در مورد جلسات شرح کتاب توحید صدوق
فواید توجه به بحثهای اعتقادی (2)
جلسۀ اینترنتی شرح کتاب توحید صدوق
تامل در برخی عزاداریها
باید تسلیم باشیم
فواید توجه به بحثهای اعتقادی (1)
مروری بر گذشته‌ها
تو رو چه به نت برو روضه!
جشنوارۀ الکترونیکی پیامبر اعظم (ص)
حس‌گرایی
دلایلی برای بی‌اعتقادی
چرا باید وقت خود را صرف اعتقادات کنیم؟
اهمیت عقیده
گفتگویی در رابطه با وجود و یگانگی خداوند
جایگاه عقل
آقا من خدا رو گم کردم!
هدایت به امر


 

 

 

عذرخواهی

22/07/1384

 
 
   

 

به خاطر تاخیر فراوان در به‌روزرسانی وبلاگ کلام از همۀ خوانندگان عزیز عذرخواهی می‌کنم. این ایام به شدت مشغول کارهای راه‌اندازی دانشکدۀ مجازی علوم حدیث و امور مربوط به ثبت‌نام در اولین دورۀ الکترونیکی کارشناسی علوم حدیث هستم. غیر از موضوع ثبت‌نام، گزینش و اعلام نتایج، بحثهای فنی و پشتیبانی سایت و مسائل محتوایی آغاز دورۀ آموزشی نیز بسیار سنگین و وقت‌گیر است. دعا کنید بتوانیم این طرح بزرگ آموزشی را به نتیجه مطلوب برسانیم و با نظرات و پیشنهادات خود ما را در این مسیر یاری فرمایید.

 

 

نظر شما؟(10)

پرسشی در مورد امام زمان (علیه‌السلام)

29/06/1384

 
 
   

 

میلاد عصارۀ هستی و موعود انبیا مبارک باد.

دوست بزرگواری به نام آقای محمد زندی دلگشا پرسشی را در رابطه امام زمان (علیه‌السلام) مطرح کرده‌اند که در اینجا به پرسش ایشان و پاسخ آن اشاره می‌کنم:
ایشان پرسیده‌اند: آن‌گونه که در روایات آمده ظهور امام زمان زمانی خواهد بود که زمین پر از ظلم و ستم شده باشد. پس آیا بهتر نیست کاری کنیم که ظلم و ستم گسترش پیدا کند تا در ظهور آن حضرت تسریع شود؟ یا حداقل آیا نباید نهی از منکر را رها کنیم تا مانعی در برابر فساد نباشیم؟
همان‌گونه خود ایشان هم در نامۀ خود آورده‌اند پاسخ این پرسش تا حدودی واضح است اما نیاز به تبیین و توضیح بیشتری دارد. برای این منظور چند نکته را متذکر می‌شوم:
1. در روایات اسلامی موضوع فراگیر شدن ظلم و فساد به عنوان شرط ظهور امام عصر (ارواحنا فداه) مطرح نشده؛ بلکه در واقع مقایسه‌ای میان زمان ظهور و غیبت آن حضرت انجام شده است. هدف و پیام اصلی این احادیث بیان این نکته است که زمین بدون حضور امام و انسان کامل، سرشار از تباهی و ستم می‌شود اما با ظهور او تمامی این نابسامانیها برطرف خواهد شد. در طول تاریخ این نابسامانیها کاملا مشهود بوده و هزاران سال است بشر منتظر ظهور منجی است.
2. بر فرض که فراوان شدن ظلم و ستم به عنوان شرط ظهور امام زمان (علیه‌السلام) مطرح شده باشد، صرفا از آنچه به دست اهل ظلم و ستم اتفاق خواهد افتاد خبر داده شده است و هیچ توصیه و دستورالعملی به همراه ندارد. پس هیچ کس نمی‌تواند بر خلاف دستورات صریح خداوند و میل و ارادۀ روشن امام عصر حرکت کند و آن را با موضوع ظهور آن حضرت توجیه نماید.
3. دلیل اصلی غیبت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) و تاخیر در ظهور آن حضرت، فراهم نبودن زمینه‌های انجام رسالتی است که بر دوش ایشان قرار دارد. و تا زمانی که این زمینه‌ها ایجاد نشود و امکان یک انقلاب و تحول بزرگ جهانی فراهم نگردد، ظهور اتفاق نخواهد افتاد. اگر چه گسترش ستم موجب تشنگی بیشتر مردم نسبت به عدالت می‌شود اما باید یاور و امکانات لازم نیز برای مقابله با ستمگران و اصلاح امور وجود داشته باشد. آنان که منتظر مصلح‌اند خود باید صالح باشند.  

 

یا مهدی(14)

پرسشی در مورد پیامبر

02/06/1384

 
 
   

 

یکی از خوانندگان عزیز و گرامی به نام حسین پرسشی را در بخش نظرات یادداشت قبلی مطرح کرده‌اند که در اینجا سؤال ایشان و پاسخ خود را برای استفاده و هم‌فکری دیگر خوانندگان می‌آورم. سؤال این دوست عزیز به این شرح است:
به نظر شما آیا این امکان وجود ندارد که دین اسلام یا ادیان دیگر که مربوط به سالهای بسیار دور گذشته‌اند تنها یک خرافه باشند که طی چندین هزار سال، توسط مردمی که آنها را پذیرفته‌اند تقویت و اصلاح شده باشند؟ آیا این امکان وجود ندارد که حضرت محمد همانند صدها انسان استثنائی و توانگر که در تاریخ نام آنها ثبت گردیده است، فردی با درک و فهم و شعوری بیش از درک و فهم مردم زمان خود متولد شده باشد و با دیدن زندگی جاهلانه و اسف‌بار مردم زمان خود به این فکر افتاده باشد که زندگی آنها را سرو سامان دهد و نیز عده زیادی از انسانها را از رنج و ستمی که به آنها می‌شود رها سازد؟ ولی با مشکلی بزرگی مواجه باشد و آن هم جاهلیت مردم عرب و نیز تعصب آنها نسبت به حفظ اعتقادات و راه و رسمی که از پدرانشان به ارث برده اند . لذا حضرت محمد تا 40 سالگی پیش زمینه را برای اعلام پیغمبری آماده کرده است و برای اینکه بتواند مردم را هدایت کند نیازمند این بوده که با رفتار محبت آمیز، نظر مردم را به خود جلب نماید و با راستگوئی و صداقت کامل در تمام طول زندگی خود، هیچ جای شکی برای باور نکردن سخنانش به جای نگذارد و با تکیه بر عناصر دست نیافتنی مانند عالم غیب و غیره خود را از ارائه سندی محکم معاف نموده است. ضمناً این نکته را نیز می‌دانسته که برای اینکه سخنانش تاثیر زیادی بر مردم بگذارد بایستی تا حد توان خود را نزد آنها محبوب نماید و بدین ترتیب فردی تنها، به زنجیری از مردم طرفدار خود متصل شود و با کمک آنها یک جامعه را حرکت دهد؟
اما پاسخ:
این احتمال به دلایل متعدد از طرف عقل قابل پذیرش نیست. در اینجا به برخی از این دلایل اشاره می‌کنم:
1. ما وجود خدا و صفات او را با دلایل عقلی پذیرفته‌ایم. ویژگیهایی که عقل برای خالق هستی می‌شناسد به ما اطمینان می‌دهد چنین خدایی هرگز نسبت به هدایت انسانها بی‌تفاوت نیست و اگر راه کمال نهایی را به انسانها نشان ندهد اصلا خلق کردن آنها بر خلاف حکمت خواهد بود. از سوی دیگر با همان دلایل عقلی می‌توانیم ویژگیهای فرستادگانی که باید از طرف خدا واسطۀ این هدایت باشند را به دست آوریم. وقتی این ویژگیها را با شخصیت، رفتار و پیام حضرت محمد (ص) مقایسه می‌کنیم می‌بینیم هیچ انسان دیگری در طول تاریخ تا این حد این ویژگیها را نداشته است. پس شکی نیست اگر خدا پیامبری برای انسانها فرستاده باشد، حتما آن فرد پیامبر بزرگوار اسلام است. و اگر بگوییم خدا پیامبری نفرستاده این سخن با خداوندی و حکمت و لطف خدا منافات دارد.
2. معجزه یعنی کاری که از حد توان بشر فراتر است و تنها با اجازه و ارادۀ خدا قابل تحقق است. وقتی کسی توانست در کنار ادعای پیامبری خود معجزه نیز ارائه کند، ما متوجه می‌شویم که او مورد تایید خداوند است. چون اگر او پیامبر خدا نبود، خدا چنین امکان منحصر به فردی را در اختیارش نمی‌گذاشت. در تاریخ، معجزات فراوانی برای پیامبر اسلام ثبت شده که مهم‌ترین آن که اکنون نیز زنده و در دسترس است قرآن می‌باشد.
3. حضرت رسول اکرم در زمانی که رسالت خود را آغاز کردند، دشمنان بسیار سرسختی داشتند که انواع آزار و دشمنیهای آنان در تاریخ ثبت شده است. در چنین شرایطی آن حضرت ادعای عجیبی را مطرح کرده اند. ایشان بارها اعلام کردند که اگر بتوانید حتی یک سوره مانند قرآن بیاورید من همه ادعاهایم را پس می‌گیرم و شکست خود را می‌پذیرم. اما می‌بینیم این دشمنان سرسخت که بسیاری از آنها از شاعران و ادیبان بزرگ عرب هم بودند با تمام تلاشی که کردند از پس این کار برنیامدند و برای توجیه ناتوانی خود پیامبر را ساحر و جادوگر نامیدند.
4. بر اساس آنچه در تاریخ نقل شده آن حضرت جزو افراد بی‌سواد و درس‌نخواندۀ آن روزگار محسوب می‌شده‌اند. پس چگونه می‌توان احتمال داد این همه معارف و آموزه‌های ارزشمند و مترقی نتیجۀ افکار و تلاشهای شخصی او باشد؟  

 

هم‌فکری(19)

توحید احدی

13/05/1384

 
 
   

 

یکی از جنبه‌های توحید، بسیط و بدون جزء بودن خداوند است. به این  جنبه اصطلاحا توحید احدی گفته می‌شود. ما در توحید واحدی از خداوند نفی تعدد و در توحید احدی از او نفی ترکیب می‌کنیم. بر این اساس مشخص می‌شود که نمی‌توان برای خدا هیچ جزء، بخش، جنبه و قسمتی در نظر گرفت. او حقیقتی یک‌پارچه و یگانه است که از کنار هم قرار گرفتن اجزای یک مجموعه تشکیل نمی‌شود.
مفهوم ساده و واضح این سخن این است که برای خداوند اجزا و اعضایی مادی مانند دست و پا و چشم و جنبه‌هایی مادی مثل بالا و پایین و چپ و راست قابل فرض نیست. اساسا موجود بی‌انتها در محدودیتهای تنگ ماده نمی‌گنجد تا بتوان برای او جنبه‌ها و اجزای مادی در نظر گرفت. اما احد بودن خداوند معنای دقیق‌تری نیز دارد. بسیط بودن او علاوه بر نفی اعضا و اجزای مادی، نفی اجزا و تقسیمات تحلیلی و عقلی را نیز در بر می‌گیرد. جنس و فصل و دیگر تقسیمات عقلی و حدود ذهنی در مورد خداوند قابل فرض نیست.
دلیل این ادعاها نیز در مفهوم عمیق واجب‌الوجود نهفته است. واجب‌الوجود بی‌نیاز مطلق است و به هیچ چیزی وابسته نیست. بنابراین هر آنچه که نشان از نوعی نیاز داشته باشد با او سازگار نخواهد بود. جزء‌ داشتن نیز نوعی نیازمندی است. چرا که هر مجموعه‌ای به اجزای خود نیازمند است و ایجاد و بقای هر مرکبی وابسته به تک‌تک مواد تشکیل‌دهندۀ آن است.
با درک مفهوم توحید احدی، زمینۀ رسیدن به توحید صفاتی نیز فراهم می‌شود. چون وقتی دانستیم که ذات خداوند حقیقتی بسیط و بدون جزء است، مشخص می‌شود که او نمی‌تواند صفتهای متعدد داشته باشد. پس در واقع صفات خدا با وجود تعدد و رنگارنگ بودن، جلوه‌هایی از یک ذات بی‌انتها و یک حقیقت واحد است و هیچ جدایی و دوگانگی میان ذات او و صفاتش وجود ندارد. 

 

هم‌دلی(7)

سایر صفحات وبلاگ : «   ... 11  12  13  »

 

 
صفحه اصلی
جلسات هفتگی توحید
ساختار کتاب توحید
بايگانی مطالب
ارتباط

پروفایل در کلوب
وبلاگ تـعـلـیـــــم
دانشکده مجازی
دانشکده علوم حدیث

لوگوی وبلاگ:

طراح: پیرمغان
نرم‌افزار: مسیرکمپ2

 

 
 
110